پرخواننده ترین پست ها

  1. یک عصر زنانه در تهران
  2. «تولدت مبارک» چگونه خلق شد؟
  3. خانه دوست کجاست؟
  4. پسری که بیرون زد تا چیزهای وحشتناک پیدا کند
  5. دوباره می گیریم آقای رییس جمهور!
  6. هزاران واتو واتو

آرشیو

  • مهر 1390
  • مرداد 1390
  • تیر 1390
  • خرداد 1390
  • اردیبهشت 1390
  • بهمن 1389
  • دی 1389

دسته بندی

  • آداب کسب و کار
  • خلاقیت و نوآوری
  • رسانه
  • سایمون در سرزمین هنر
  • شخصی
  • فرهنگ و جامعه
  • یادداشتهای سینمایی
  • صفحه اصلی
  • درباره من
  • نمونه کار
  • ایماژها
  • ارتباط با من

رفتیم اما نگران


89.06.03
شخصی, رسانه
11 نظر

چند وقت پیش که همراه سیل جمعیت از حاشیه پیاده روی میدان انقلاب راهی کاری بودم، این یادداشت در کنار دستگاه خودپرداز بانک سپه توجهم رو قاپید:«رفتیم اما نگران».

چه کسی و با چه انگیزه ای می خواسته ما رو از نگرانی اش آگاه کنه؟ دنباله قصه چی می تونسته باشه؟ یعنی وقتی منتظر عملیات دستگاه بودند این رو نوشته؟ حالا کجا رفتند؟ تهرانی بودند یا مسافر؟

این عکس در تمام طول این مدت در گوشی مبایلم و همینطور گوشه مغزم جا خوش کرده بود. بخصوص وقتی تبلیغات چشم گیر بانک ها در رابطه با اعتماد و امنیت شهروند ها رو در هرکجای شهر می دیدم یاد این جمله می افتادم.

من هم این عکس رو می گذارم اینجا تا از شرش راحت بشم. راستش حالا فکر می کنم بلاگها هم تا حد زیادی همون ویژگی دیوارنویسی های سنتی رو دارند. ما شادی ها و نگرانی ها و امیدهای کوچک مون رو می ریزیم اینجا و خلاص!


طاها
1389.08.05

too rooz koli azin chiza adam mibine!
kam kam shahramoon dare be hamoon shahri ke alice raft toosh shabih mishe!

ama hichi bahal tar az in nist ke be ieki sare sobhe karit begi ya ali taraf bege ali yaret ma yarkeshimoono kardim!

ya ali!:D

  • جواب

شكوفايي(مينا)
1389.06.28

كجايين؟ تقريبا هر روز سر ميزنم. منتظر پستهاي خوندني شمام... هر چند اين روزها به دليلي بسيار غمگينم.

  • جواب

رضا
1389.06.24

1. آقا رضا یه مدته سر میزنم اینجا میبینم آخرین پستت هنوز همونه! "رفتیم اما نگران" . نکنه..!؟ پس یه پستی بذار و مارو از نگرئنی در بیار :)
2. اینجا از اون جاهایی که تا نیایی داخل نمیتونی تو حس و حالش قرار بگیری .نمیدونم چرا نمیتونم از گودر دنبال کنم مطالبو .حتما باید بیام اینجا

  • جواب

رضا بهرامی نژاد
1389.06.27

ممنون از محبتتون ... راستش مدام سر صحنه بودم و درگیر ... خودم هم دلم برای نوشتن تنگ شده ... به زودی می نویسم

سپاس

  • جواب

samane
1389.06.11

چه داستان طولانی می تونه پشت این نوشته باشه...

  • جواب

فواد
1389.06.07

"رفتیم اما نگران" یا "‌رفتیم ولی نگران" معمولا با روز اعزام سرباز به خدمت همراه می‌شود. این رو می‌شد در دفترچه‌ی خاطرات سربازها به خوبی دید. اولین یادداشت خیلی‌هاشون، "رفتیم، اما نگران بود"

  • جواب

یاسمن
1389.06.05

یه جورایی یه حس خاص تو نوشته اشه!

  • جواب

Angela
1389.06.03

OMG !
امروز خودم خودم رو سورپریز کردم با یافتن وبسایتت رضا جان! خوبی‌؟ محشرن کارات! موفق باشی‌ مثل همیشه

  • جواب

رضا بهرامی نژاد
1389.06.03

آنجلای عزیز خیلی ممنون که سرزدی

  • جواب

شكوفايي(مينا)
1389.06.03

سلام. خونه شما ارزش لينك كردن رو داره. خونتون رو به شكوفايي بخشيدم ! با اجازه.

  • جواب

رضا بهرامی نژاد
1389.06.03

سپاس فراوان

  • جواب

ارسال کردن نظر جدید

محتویات خصوصی سازی شده اند و برای نمایش عموم نیست

Links

  • کاسپی نو
  • امیر مهرانی
  • یک پزشک
  • گزاره ها
  • محسن آزرم
  • مرتضی هاشمی
  • یاسمن رمضانی
  • ومستند
  • انسان و فرهنگ
  • خوابگرد
آيا معتقديد کاري که مي کنيد ارزش ماندگار شدن دارد؟ مي خواهید ديگران را بيشتر در آن سهيم کنيد یا نيازمنديد به اين وسيله کمک رسان شما باشند؟ آیا می خواهید کسب و کارتان از طریق رسانه ها گسترش یابد؟ رسانه قدرت فراوانی دارد و شما به یک آدم رسانه نیازمندید. مي توانيد نگاهی به بخش نمونه کارهای من بیندازید و چنانچه مایل بودید برای همکاری با من تماس بگیرید.

با من تماس بگیرید (فرم تماس)
ایمیل : info@rezabahrami.com