
خانه دوست کجاست؟
آیا در جامعه ما ارزشها کاملا از یاد رفته؟ آیا همه در غم نان و کار گل فروغلتیده ایم؟ آیا همگی مسئولیت و مسئول بودن را از خودمان مبرا می دانیم؟ آیا شما هم خودتان را در چنین اندیشه های متناقضی که گاهی می توانند ما را تا مرز تبدیل شدن به یک شهروند رمانتیک دهاتی منش ساده دل پیش برند تنها می یابید؟ من نیز در دقایق نایابی از خلوت این شهر شلوغ ، ناامیدانه با خودم چنین کلنجارهایی دارم. اما گاهی در مسیرم چیزهایی قرار گرفته که باز امید و ایمانم را بدست آورده ام.
«خانه کتابدار» یکی از آن نمونه هایی است که می تواند شفای زخمهایی باشد که می اندیشیم دیگر التیام نخواهند یافت. هفته پیش برای نمایش فیلمهای مستندم به «خانه کتابدار» دعوت شده بودم. این آپارتمان چهارطبقه توسط یک خانواده تبریزی الاصل، وقف امور فرهنگی برای مردم محله منیریه شده است. خانم «ملیحه پیشداد» به همراه همسر و فرزندان شان نه تنها این خانه را به یک شبکه محله ای تبدیل کرده اند بلکه خودش و خانواده شان نیز درگیر کار در آنجا شده اند.
خانم پیشداد برایم تعریف کردند که این خانه متعلق به پدرشان بوده و تا قبل از درگذشت ایشان پاتوقی بوده برای گره گشایی از تمام افراد فامیل. بعد از رفتن پدر، تصمیم می گیرند تا خانه را به جایی برای رفع و رجوع مشکلات محله تبدیل کنند. در همین دوران، آشنایی با شورای کتاب کودک، ایشان را به سمت راه اندازی یک خانه فرهنگی با محوریت ترویج کتابخانی سوق می دهند.

اما شاید پیش از همه اینها باید از شگفتی ام در مواجهه با این پدیده برایتان می گفتم. اینکه اصلا تصور نمی کردم ممکن است با فضایی تا آن حد حرفه ای روبرو شوم. متاسفانه بعید می دانم عکس های من گویای فضای صمیمی و طراحی به جا و دقیق و حال و هوای زنده این خانه باشد.
قسمتی از برنامه های خانه کتابدار به کودکان اختصاص دارد و قسمتی نیز به نوجوانان و بزرگسالان. برنامه های این تابستان شامل : نمایش فیلم مستند، چگونه از کتابخانه استفاده کنیم، از شعر بیشتر بدانیم، حلقه های مطالعاتی، شاهنامه خوانی و مشاوره گروهی خانواده است. همچنین برنامه هایی صرفا برای کودکان طراحی شده، مانند «نخودی و لولوپی» که آموزش خلاق خواندن و نوشتن است. تمام مربیان این خانه بصورت رایگان و داوطلبانه در آن کار می کنند و به جز یک کلاس بقیه آموزشها برای اهالی محله مجانی است.






برنامه آن روز من گرچه کوچک و فشرده برگزار شد اما خالی از هرگونه نمایش و ادا و اطوار بود. من برای جمعی حدود بیست نفرکه ترکیبی از دختران دانش آموز و چند زن خانه دار بود درباره فیلم مستند و انواع آن و کاربردهایش صحبت کردم و بعد هم فیلم «آقای هنر» برایشان به نمایش درآمد.

متاسفانه متولیان این خانه که تمام هزینه های آن را نیز تامین می کنند (حدودا ماهی دو میلیون تومان) تا به حال نخواسته و یا نتوانسته اند این خانه و فعالیتهای مفیدش را به خوبی معرفی کنند. معتقدم اخبار و اطلاعات خانه کتابدار نه برای جلوه گری بلکه برای امید بخشیدن و ایده دادن به دیگران باید در جامعه مان پخش شود. خواننده عزیزی که این متن را می خوانی آیا راهی و یا ابزاری برای معرفی خانه کتابدار سراغ داری؟ در ضمن می توانید اسباب بازی و کتاب و کالاهای فرهنگی به این خانه هدیه کنید. خانه کتابدار در چهار سال گذشته، از این طریق به گشایش کتابخانه های بسیاری در مناطق کم بضاعت کمک رسانده است.
پیوست: چنانچه افرادی بخواهند از این مکان بازدید کنند باید بدانند که در این خانه با گشاده رویی کامل برویشان باز است. اینجا در طرح ترافیک واقع شده و شاید بد نباشد اضافه کنم که: خانه کتابدار به ایستگاه متروی دانشگاه امام علی بسیار نزدیک است.
آدرس خانه کتابدار: خ ولیعصر، بالاتر از میدان منیریه، خ اسدی منش، ک دهستانی، پ بیست.
تلفن تماس: 66962904 الی 6
ساعات کار کتابخانه: همه روزه از شنبه تا چهارشنبه از ساعت 8 الی 17
پست الکترونیکی: hlp_83@yahoo.com
مطلب مرتبط : گزارش علی نعمتی شهاب از خانه کتابدار




سلام
از ديد خود من كه يك كارشناس ارشد كتابداريم ، فوق العاده بود واقعا حرفه اي هست
خيلي برام جالب بود كه اين خانواده تخصص كتابداري دارند كه يه همچين جايي رو ساختند
من اگه مي دونستم حتما توي يكي از درسامون كه در مورد معرفي كتابخانه يا مكان هاي كتابداري هست اين خونه رو معرفي مي كردم
جالب بود من نمي دونستم يه همچين جايي هم هست
دستشون درد نكنه
با آرزوی موفقیت این عزیزان که دست به یک چنین کار بزرگی با سرمایه شخصی خود زده اند
خيلي خيلي جالبه - به يكي از دوستان پيشنهاد كردم كه از اين موضوع به عنوان سوزه فيلم مستند استفاده كنه . بابت همه چيز ممنون
این تصاویر و متن انرژی مثبت را به انسان منتقل می کند .پایدار باشید
ممنون
خیلی برام جالب بود. من سالها همون نزدیکی ها زندگی می کردم و کاش اطلاع داشتم و می تونستم کمکی بکنم..پس اینطورآدما هنوز هستن؟
آشنایی با این مجموعه و دیدن عکس ها امید بخش و شوق بر انگیز بود. این که گروهی سعی در شکل دهی به یک کامیونیتی کوچک در دل محله ای سنتی دارند، برای من چیزی فراتر از یک حرکت فرهنگی صرف در بطن جامعه ای بی تفاوت و اتمیزه است. اینچا می توان نمود عینی و کالبدی آموزه های آکادمیک را به نظاره نشست و لذت برد. ممنون از معرفی این مکان نادیده اما بی شک عزیز.
ارسال کردن نظر جدید