
پسری که بیرون زد تا چیزهای وحشتناک پیدا کند
این خانه جدید من است. می بینید ... هنوز بوی رنگ و روغن می دهد. وبلاگ قبلی ام در اوائل پاییز هشتاد و هشت از من خواهش کرد از خراشیدنش دست بردارم. هر دویمان به این نتیجه رسیده بودیم که حالا کمی سکوت لازم است و نوشتن در آن ناگهان متوقف شد. از همدیگر حلالیت طلبیدیم و من زدم به چاک جاده.
امروز اما اینجا هستم و اعلام می کنم که از این به بعد این خانه مرکز زمین است. از همینجا تمام دنیا را رصد می کنم. یک تاج هم دارم که روز تولد امسالم هدیه گرفته ام. آن را سرم می کنم و برایتان فرامین جدیدم را صادر خواهم کرد. اینجا ملک طلق من است. کلبه درختی هاکلبری فینی ام است. سنگ قبری است که پیشاپیش بر آن می نگارم. اینجا من رابینسون کروزوئه خودم هستم. مقررات هولدنی خودم را دارم و دنیای جدید و قشنگ خودم را بنا می کنم. از من می شنوید با من همراه شوید. من جای خیلی از چیزهای خوب را بلدم.
اما ... راستش مطالبی که در این بلاگ خواهم نوشت تا این حد که هیچ ، عمدتا سربه راه و رام خواهند بود. گرچه بد نیست آدم برای پست اولش کمی هم جفنگ بگوید. سه نفر کمکم کردند تا اینجا باشم. سپاس از این سه نفر: امیر مهرانی، تورج خامنه زاده، خلیل امامی. آنها کمکم کردند تا به هزاران واتو واتو تبدیل شوم.
پیوست : نقاشی ای که برای این پست انتخاب کرده ام، طرحی است که در یک دوران از زندگیم بی اختیار هرجا که دستم می رسید می کشیدمش ... اوایل مهاجرتم به تهران بود. احساس می کردم خانه ای ندارم. احساس می کردم که این طوری و این شکلی هستم. این شد که به داخل نوشته هایم کوچ کردم و آنها باعث شدند با همه چیز آشتی کنم.




نمیدونم چرا؟ ولی یه لحظه با خوندن نوشته های شما حس کردم دوست دارم برم بیرون .اونم من که از رفتن بیرون از خونه متنفرم .حس خوبی بهم دست داد ازتون ممنونم .این از بابت نوشته های خوب شما بود
ممنون
من با عرض تاصف باید بگم تو این وبسایت هیچ مطلب جالب یا هنری ندیدم.انگار که این سایت رو تنها برای خالی نبودن عریضه راه اندازی کردین.به عنوان یه همشهری دوست داشتم مطلبی نظرم رو جلب کنه.ولی هیچ خبری نبود.تعجبم از به به و چه چه دیگرانه.به هر حال موفق باشید.
قربان عرض تاصف تان !
آقا مبارکه.
آقا رضا من هم به شما تبریک می گویم.منتظر پروژهای جدید مستندتان هستم .تا چند وقت دیگر نمایشنامه ی مستخدم ماشینی هارولد پینتر را برای اجرای عمومی در لاهیجان به روی صحنه می برم. امیدوارم مجوز بگیرد.ازهمین حالااز شما و دوستان محترم تان برای تماشای این تئاتر دعوت می کنم.
پشت اين ديزاين، اين كلمات، حتا نقطهها و ويرگولها خود زندگي را ميبينم. همهي زندگي را. و تعجب ميكنم.
رضا جان خونهی جدید رو تبریک میگم. این ملک طلق و کلبهی هکلبری فین و مرکز زمین را بچسب که توی این وانفسا بد جوری به داد تنهاییهای آدم میرسه
خانهی نو مبارک رضا جان. این ملک طلق و خانهی هکلبری فین و مرکز زمین را بچسب که بد جوری توی این وانفسا به داد آدم میرسد. پایدار باشی
بلاخره زنگ رو زدی
تبریک برای آغازی دوباره
مهمان همیشگی تان می شوم
www.narengi-narenji.blogfa.com
تبریک می گم
بالاخره انتظارها به پایان رسید
رضا جان تبریک داداش .امیدوارم که وبلاگت همیشه پربار باشه.موفق باشی.
خوشحالم که بالاخره شروع شد... خوشحالم...
ارسال کردن نظر جدید